ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
155
قصص الانبياء ( فارسى )
عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ « 1 » الآية . ثيّب مريم بود و بكر آيسيه « 2 » . و گويند حق تعالى آيسيه را جايگاه آفريده است در بهشت تا قيامت . قصهء سى و هشتم رفتن موسى از مصر گويند موسى بيرون آمد از سراى فرعون بر سبيل نظاره تا بازار و شهر بيند ، چنان كه حق تعالى گفت : وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها « 3 » الآية . در شهر و بازار مىگرديد . دو مرد را ديد كه جنگ مىكردند و مىبرآويختند . يكى قبطى و يكى بنى اسرايلى « 4 » . قبطى اسرايلى را مىزد و سخره مىگرفت تا او را به كار برد . موسى آنجا ] b 86 [ رسيد قبطى را گفت او را يله كن . قبطى گفت نكنم . موسى قبطى را موشتى « 5 » بزد . در حال بيفتاد و جان بداد . موسى غمگين شد و گفت اين كار ديو بود و غمگين به خانه بازگشت . ديگر روز بيرون آمد و طلب مىكرد تا حال اين مرد چون شد . چون موسى آنجا رسيد باز آن مرد بنى اسرايل را « 6 » ديد با يكى مرد ديگر جنگ مى كرد . موسى او را گفت چرا هر روز جنگ مىكنى و لجاج مىكنى و بانگ بر وى زد . بنى اسرايلى گفت مرا نيز خواهى كشتن چنان كه دى آن مرد را بكشتى . قوله تعالى : أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ . « 7 » چون بنى اسرايلى چنين بگفت ، مردمان شنيدند ، دانستند كه موسى كشته است . برفتند و مر فرعون را بگفتند كه هرچند كافر بود عادل بود اگر فرزند او بودى قصاص مىكردى . بفرمود كه موسى را بياريد تا بكشم .
--> ( 1 ) - التحريم 5 ( 2 ) - ثيبات و ابكارا . ( آيهء پنجم از سورة التحريم ) ( 3 ) - القصص 15 ( 4 ) - و يكى اسرايلى ( 5 ) - مشتى ( 6 ) - مرد اسرايلى را ( 7 ) - القصص 19